كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

80

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

كرده و از بدخشان مدد يافته متوجه بلخ است . حضرت خاقان سعيد بهادران نصرت شعار به رسم ايلغار نامزد آن طرف فرمود و لشكر منصور در حوالى بلخ به پيرعلى تاز بازخوردند و در حملهء اول ، پيرعلى تاز سرخود گرفته بدخشانيان به ولايت گريختند . سرداران هزارهء پيرعلى مشورت كرده گفتند تا اين خميرمايهء فساد در ميان ما خواهد بود ياغيگرى كم نخواهد شد . اتفاق نموده او را گرفتند و سر بىمغز او كه آرزوى گاه داشت پر كاه كرده به دار السلطنهء هرات فرستادند . قطعه تيغت ز كلّه سر بىمغز دشمنان * نسرين‌چرخ را چو هماى استخوان دهد هرسرسبك كه با تو زبان‌آورى كند * ايام گوشمال به گرز گران دهد و اهالى آن ولايت به بستر فراغت آسوده در دعاى دوام دولت افزودند . حكايت ممالك فارس و بلاد عراق عجم ميرزا پيرمحمد عزم انتقام سال مقدم مصمم گردانيده اكلكاى فراوان به لشكريان داد و به يراق تمام آهنگ راه عراق و اصفهان كرد و ميرزا رستم به غلبهء سال مقدم مغرور شده آمدن امير حسن جاندار و فرزندان نامدار او موجب ازدياد غرور گشت و در آن ايام به سبب طاعون ، بسيار از اهالى اصفهان فرورفتند و ميرزا رستم در ييلاق گندمان خبر لشكر فارس شنيده جمعى او را به صلح دلالت كردند و از روى عجب گفت جمعى كاروانيان شيراز از براى ما تبركات مىآورند . ميرزا پيرمحمد نزديك رسيده ميرزا رستم آغروق را گذاشت و دو فرسنگ پيش رفته و موضع جنگ اختيار كرده فرود آمد و قراولان طرفين يكديگر را ديده آن شب تا روز پاس داشتند . على الصباح ميرزا پيرمحمد طنطنهء كوس حربى ساخت و از نفير برغو و